برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
خسته شده بودم و دیگر هیچ امیدی نداشتم
هیچ جای دستی نبود که به ان دست بیاندازم
دلم بدجور گرفته بود
طبق معمول بی اختیار در ادرس بار مرورگر blog نوشتم و خودش دات ای ارش را اضافه کرد
نگاه حسرت باری به قسمت نظر ها کردم ...هیچ
وبلاگم را باز کردم و چیز هایی که نوشته بودم را یکبار دیگر مرور کردم
فقط میخواستم باور کنم که کسی در این دنیا هست که شبیه من باشد
بک دادم و صفحه اصلی وبلاگ را باز کردم ...
چشمم به نظر جدید خیره ماند
اشک در چشم هایم حلقه زد
کسی هست که صدای افکار مرا بشنود
کسی هست...
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
Up where they walk, up where they runUp where they stay all day in the sunWanderin' free, wish I could bePart of that worldWhat would I give if I could liveOut of these waters?What would I pay to spend a dayWarm on the sand?
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی

برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی
سرما خوردگی ادمو داغون میکنه
اونم درست وقتی که تو میدونی اگه حالت خوب بود ازمون بعدی رو میتونستی بترکونی
دلم میخواد این مریضی کذایی رو فراموش کنم و فقط درس بخونم
دلم میخواد این ازمون ترازم بترکونه
دلم میخواد رتبه برتر بشم دلم میخواد یبارم که شده همه بفهمن من کیم
این ازمون ازمون منه هرچقدرم که مریض باشم این ازمون ترازم کمتر از 7000نمیشه و نبایدم بشه
برچسب:
نویسنده: فاطمه اسدی